مسيح ذبيحى
67
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
اطراف جادّه كوه و تپّه است . اين كتل كتل بسيار سخت و پرتگاه و كم عرضى است و سنگهاى بزرگ دارد . در تابستان سخت اسب رفت و آمد نموده چه رسد به زمستان ، 2280 متر ارتفاع اوست . همين قدر هم جاده سراشيب است تا به كاروانسراى حاجى على و آبادى در راه نيست و جاده رفته رفته مايل به سمت مغرب و در دو سمت جاده كوه و رودخانه است . / 88 / از كاروانسراى حاجى على يك فرسنگ كه بگذرد جاده نسبة مسطّح و منتهى به پاى گردنهء ويج مينو مىشود . اين كتل نسبة چندان سخت و پرتگاه نيست و اعوجاجش كمتر و خاكى است . سمت چپ جاده دره است . هوا ابر كند و باد بوزد خواه در چلّهء تابستان باشد انسان را هلاك مىكند . از سر اين كتل تا رباظ سفيد يك فرسنگ در راه همه جا سراشيب و از بغله كوه است . رباط سفيد قهوخانه و طويله و كاروانسراى سنگى دارد كه در زمستان بهتر از تالار است . از رباط سفيد كه مىگذرد جاده سراشيب و در دامنه است تا به اوّل سرازيرى قوزلق منتهى مىشود . همه جا جادّه سراشيب و اطراف جنگل و درههاى عميق جنگلى است تا به كاروانسراى قوزلق برسد و دامنهها سبز و خرّم و سنگلاخ است . كاروانسراى قوزلق از وسط كتل از سنگ ساخته شده و براى مال خوبست . چند باب اطاق هم حضرت مستطاب اشرف و الا آقاى سپهسالار اعظم دامت شوكته از كيسهء فتوّت خودشان ساختهاند و عابرين را با آن سختى راه و بىمنزلى احياء فرمودهاند . از قوزلق به استرآباد شش فرسنگ و راه و جادّه تماما جنگل است و اين جنگلها انبوه و چوبهايش قوى و انواع چوبها و ميوه در اين جنگل هست و بنا و آبادى تا خود استرآباد در راه نيست . از قوزلق تا پاى كتل يك فرسنگ ، از پاى كتل تا تپّهء سرو يك فرسنگ كمتر است . از تپّهء سرو به گرم آب دشت كه فضاى سبزهزار و به شكل مثلّث مستطيل و سه سمت آن كوههاى مرتفع جنگلى بسيار مكان با صفا و چشمههاى متعدّد دارد يك فرسنگ است . / 89 / از گرما به دشت به خيرات يك فرسنگ و آبادى آهنگر محلّه دور از جادّه است . خيرات هم فضاى سبزهزار و اطرافش جنگل است و آبادى ندارد . از خيرات به پل غلامان يك فرسنگ رفته رفته جنگلها كم و به درختان انار منتهى